mahsssa
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 13:45
|
manam eyvalllllllll
amir khan hamoon eyval ke gofti ma ke nadidim halahalaham fekr nemikonam bebinim vali shoma badjoori dele maro doozondi ba in tarifat raft ta raaiis
|
مصطفی جوادی
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 16:4
|
لذت بردن مجنون از فیدبک لیلی
شاید کمی انحصارگرایانه باشد و به قول خودمان پررو بازی ، اما راستش را بخواهی وقتی تعریف سنتوری و مهرجویی را از زبان دیگران می شنوم ، می شود حکایت خر و تیتاب و این حرفها. آن قضیه شنیدن وصف یار از زبان دیگری. توی گلویم باد می اندازم پسر، اینقدر که فکر می کنند گواتر دارم. گواتر مهرجویی است رفیق،تا باشد از این مرضها. فردا پس فردا خودم هم آن لذت تو را تجربه خواهم کرد و قول می دهم که در لذت بردن از سنتوری رقیب شماره یکت باشم. انقدر کارت درست است که اول درباره سنتوری نوشتی و بعد درباره خودت. خبرش رسید که روسفیدمان کردی. مبارکت باشد. حقت است. از دلت مایه گذاشتی و راه دوری هم که نمی رفت: برای همان دلت بود.
|
امید غیائی
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 16:36
|
رئیس و آقای کیمیایی
سلام امیر خان و بروبچز. تو روزنوشتهای پویان یه چیزهایی گذاشتم که نکیخوام دوباره اینجا بگم قضیه لوث بشه.ولی خلاصه اینکه دیشب رئیس رو ندیدم جاش فرش ایرانی رو دیدم که کلی حال کردم. ولی اگر قرار باشه تو سینماهای معمولی هم اینقدر برای آقای کیمیایی صف باشه که به ماها که چند ماهه روزشماری میکنیم برای دیدنش و به علت مشکلات کاری نمیتونیم از صبح بریم تو صف بلیط نخواهد رسید.پس خداحافظ رئیس کیمیایی. همین.
|
مصطفی انصافی
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 18:22
|
رئیس سنتوری/ جشنواره ی بزرگان
سنتوری حق رئیس رو خورد. ولی نوش جونش. تا باشه از این حق خوری ها. خدا کنه رئس برسه. وگرنه دق می کنیییییییییییم. حتی اگر سنتوری رو دیده باشیم.
|
امید
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 18:35
|
آقای قادری سلام ! توی صف عصر جدید بودیم که گفتن مهرجویی و رادان اومدن فلسطین. فهمیدیم که سنتوری رو نشون میدن. دیدین؟ مبارکتون باشه! اما یه چیز کوچیک این وسط هست؛ توی جشنوارهای که فیلمهای بد و متوسط داره از سر و کولش بالا میره مطبوعاتیها هم حق دارن که برای فیلم ندیده شروع کنن به هو چی گری و الکی نوشابه باز کردن. الان دو روزی هست که توی صف وایمیایستیم اما بهمون بلیت نمیرسه واسه رئیس. سنتوری هم که اصلا تو برنامه نیست. میدونم که این دو تا هم تحفهای نیستن. یه کم خواهش میکنم سعی کنین جو نگیردتون. مرسی
|
رضا
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 20:41
|
خوشحالم که سنتوری به جشنواره رسید امیدوارم که تو بقیه سینماها هم نشون داده بشه . امشب روز سوم لطیفی رو دیدم . هر چند در اواخرش یک مقدار شعاری میشه اما جز ء یکی از فیلمهای خوب امساله .
|
reza kazemi
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 21:44
|
برمی گرده به احمد آباد و قائم
سلام آقای قادری. سخن من دربازه سنتوری نیست که شک ندارم که خوب فیلمی است. مثل دایره مینا و درخت گلابی و هامون. آقای قادری عزیز من دورادور و زمانی که دانشجوی پزشکی مشهد بودم شما و نیما را می دیدم.به دلایلی بسیار زیاد دوست دارم دیداری با شما داشته باشم( خیلی دارم شما شما می کنم) شاید که نه مطمئنم نقطه ای تعیین کننده برایم است. جشنواره امسال را به خاطر امتحان تخصص از دست دادم. هر وقت سرتان خلوت شد ندا بدهید یه تک پا بیام تهرووون. در ضمن من یکی از بخت برگشته هایی بودم که در فیلم مستند مانی حقیقی در باره هامون حضور دارم. منتظرم.
|
رضا کاظمی
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 21:58
|
سلام آقای قادری. من که به خاطر امتحان تخصصم نتونستم بیام تهران و سنتوری رو ببینم .حتما فیلم خوبی شده مثل دایره مینا درخت گلابی و هامون.من شما رو دورادور از مشهد می شناختم وقتی که دانشجوی پزشکی اونجا بودم و توی جلسه های نقد بیمارستان قائم نیما رو زیاد می دیدم و شما رو دقیقی یادم نیست ولی حتما باید دیده باشم.مهم نیست. می خواستم هر وقت سرت خلوت شد یه جوری ببینمت .فکر می کنم برای من تعیین کننده باشه.البته امیدوارم هنوز صفای شهرستانی رو حفظ کرده باشی و اسیر هیاهوی تهرووون نشده باشی. فعلا یه تک پا بیا سایت من اگه شد اسفتد ماه یا سال دیگه بیام و باهات حرف دارم. خیالت جمع باشه که توقعی ازت ندارم و کارم هم ارتباطی با مطبوعات و اینا نداره.در ضمن من یکی از اون چند نفر بخت برگشته هایی هستم که در فیلم مستند مانی حقیقی درباره هامون حضور داشتم و به قول خودش سکانس اختتامیه فیلمش با اپیزود منه. توی شماره بهمن ماه مجله فیلم هم در فلاش بک مطلبی دارم که مشخص می کنه در چه اتمسفری هستم و یه وقت خیالهای ناجور به سرت نزنه. ببینیمت.امیدوارم.
|
میثم
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 22:28
|
پس چی شد؟
سلام آیا شما از عملکرد سایتتون تو این ایام راضی هستین؟ پس این عکسایی که میگیرین و این گزارشایی که مینویسین کجا میره؟ نکنه که پای پ... وسطه؟ حداقل یه خلاصه ی کوچیک. حتی در حد یه نظر ساده بزارین اینجا ببنیم چه خبره. دم بچه های سایت گرم که از شما فعالترن.الان راجع به خیلی از فیلما حتی در حد یه جمله هم ننوشتین (مثلا روز سوم یا بچه های ابدی یا دست های خالی یا مثل یک قصه یا ...).
|
ميثم
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 22:55
|
حقیقتش به خاطر این که کنکور کارشناسی ارشد نزدیکه نتونستنم فیلمای زیادی ببینم . فکر می کردم به کمک سایت شما میتونم راجع به فیلم های خوب خبر بگیرم و حتی الامکان بتونم چندتاشو برم ولی... کاشکی خبر می دادین که "قاعده بازی" چقدر افتضاحه که... بخش فرهنگیه خبر گزاری مهر هم از شما بهتر بود البته خیالی نیست.همین سنتوری که امروز تونستم ببینم منو بس.فقط نمیدونم چرا نمیتونم فراموشش کنم چرا موقع دیدن فیلم انقدر راحت دیدمش ولی الان منو ول نمیکنه و انگار می خوام برم و علی رو پیداش کنم و هر جور شده یه کاری براش بکنم. واااای اون ساختمون خرابهه بد جوری آدمو خراب می کنه .
|
نیلوش
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 23:54
|
اندر احوالات ما و مهرجویی که هرگز عوض نشد!
به عبارتی یعنی همین! یعنی زندگی! یعنی اینکه بعد از کلی من بمیرم و ذوق مرگی و دوباره نا امیدی یکهو اونقدر جوون بگیری که فک کنی داری می میری! اونهم فقط با یک فیلم! فیلم یه آدم دوست داشتنی که هی آدم رو سوپرایز مفتکی می کند! فیلم مهرجویی! علی خان سنتوزی ...
|
علی طهرانی صفا
جمعه 20 بهمن 1385 - 8:17
|
سنتوری بدون بلیط
دیدمش. پنجشنبه شب. سانس آخر. سینما سروش. یک فیلم فارسی به ظاهر مدرن. مهمان مامان 2 که هیچ جوری نمیشه ازش تعریف کرد. مهرجویی همچنان مسیر قهقرایی اش را به خوبی طی می کند.
|
ندا میری
جمعه 20 بهمن 1385 - 9:21
|
رویا .. دور ... دست نیافتنی
همه چیز شبیه یک رویا بود .... دست نیافتنی ... دور ... اصلا" نمی توانم بنویسم ... آنقدر همه چیز ماورایی بود که ...نیستم ... فعلا" رو زمین نیستم .... کاش دوباره و دوباره ببینمش .....
|
hafez
جمعه 20 بهمن 1385 - 15:32
|
man ham hamintor
salam,man khodam ham bazi vaghta vaghean ta'ajob mikonam ke chetor ye adam enghadr kane mitone bashe.masalan shoma khabarnegarid ama man chera enghadr kaneam? ta javabe soalam ro nagiram,ehtemalan haminjori mimonam.# khosh bashid
|
مهیار هادی زاده
جمعه 20 بهمن 1385 - 15:33
|
کاش
خوش به حالت امیر خان. فقط خدا خدا می کنم که تو این برهوت فیلم های قابل تحمل زودتر سنتوری اکران بشه.دلم برای یه بازی خوب برای یه دیالوگ شنیدنی برای فیلم خوب لک زده.خوش به حالت امیر خان.
|
امير عباس صباغ
جمعه 20 بهمن 1385 - 16:26
|
باز هم داوري هاي جهت دار
امير جان سلام اول همه يه انتقاد كنم اونم اينكه عملكرد سايت واسه جشنواره ضعيف بود خبرگزاري مهر با اينكه در زمينه سينما تخصصي نبود ولي خيلي خوب جشنواره رو پوشش داد سنتوري رو هنوز نديدم ولي روز سوم رو ديدم خدايي هيچ چيز خاصي نداره يك فيلم خيلي معمولي به همراه لحظاتي اغراق. راستي پارك وي رو ديدي؟چطور بود؟
|
محمد
جمعه 20 بهمن 1385 - 16:31
|
دیدن فیلم مهرجویی همیشه لذت بخشه از این نظر که همیشه حرفی واسه گفتن داره .اما اینطور جوگیر شدن و تعریف کردن از فیلم بیشتر نشان دهنده علاقه شخصی شما به مهرجویی است تا خود فیلم . علاقه ای که متاسفانه باعث می شه فیلم اونطور که بایست دیده نشه و درست نقد نشه ونکات منفی اش (البته از نظر شما اگه وجود داشته باشه) ذکر نشه. بیشتر به احساساتتون مسلط باشید
|
NoName
شنبه 21 بهمن 1385 - 9:25
|
سیگار
سلام آقای قادری. مطمئنی تو عمرت سیگار نکشیدی؟
|
man
چهارشنبه 25 بهمن 1385 - 15:24
|
in hame shiftegiye kur kuraane che farghy ba davary haye moghrezaane darad?....shoma ye jury az in film harf mizanid ke agar kasy mesle man dide bashad va be shedat naa omid shode bashad az ostad o radan o makhsusan golshifte khejalt mikeshad be goyad,,, ostady ostad dar in kholase shode ke badtarin baziy hara az behtarin ha begirad.. ma hame mesle hamim
|