فريد
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 16:54
|
تا كي؟
سلام به آقاي قادري و بقيه مثل اينكه آقاي قادري خيلي نا اميد شدين.به نظر حقير كه هنوزم ميشه توي اين فضاي بسته با همه مشكلات كار خوب و دندون گيري ساخت. يادمون باشه بهترين آثار سينمايي اكثرا در مواقع كسادي كار خوب و نا اميدي ساخته شدند.پس اينكه شايد توي اين اوضاع و احوال و زمونه شانسمون بزنه و يه كار خوب ببينيم زياد دور از دسترس نباشه ولي ناچارا تا اون موقع ظاهرا كاري نميشه كرد جز اينكه همين اثار سخيف رو ببينيم و مثل شما و بقيه دوستان لبخندي بزنيم لبخندي كه تلخيش از اين حرفا و اون حرفا گذشته. به اميد اون روزي كه از ذوق ديدن يه كار خوب لبخند بزنيم لبخندي كه تا سالها بعد وقتي به ياد اون كار خوب افتاديم به همون تازگي روز اول رو صورتمون بشينه به اميد اون روز.
|
sofia
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 19:2
|
روز سوم: تک درختها امروز دیگه مطمئن بودم فیلم خوبی میبینم ولی....باور کنید داره گریه ام میگیره 3ساعت تو صف باشی واسه فیلمی که جزو امیدهاته و نتیجه چیزی مثله تک درختها باشه!!!بابا امسال چه خبره؟فیلما دقیقا همون چیزی رو کم دارن که امیر قادری گفته.جون ندارن.بیحالن.سرحالت نمیکنن.آخه بابا فیلم هنری و متفاوت هم باید چیزی داشته باشه که تکونت بده که از جا بپری نه اینکه سرش چرت بزنی...اصلا تک درختها رو نمیتونم با مرادی کرمانی به هم ربط بدم.نتیجه کار این اقتباس بیشتر منو یاد گاوخونی انداخت.تو خود حدیث مفصل بخوان...
|
sofia
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 19:5
|
آقای قادری کامنت قبلی من راجع به آرامش در میان مردگان چرا گم شده؟؟؟؟؟روزنوشت منو ناقص کردین که!!!
|
امید غیائی
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 19:7
|
سبیل مردونه
حاج امیر و برو بچز سلام. مثل اینکه هنوز "سبیل مردونه"رو ندیدی .امروز بالاخره بعد از دو روز یه فیلم درست حسابی دیدم.ببینید چی شده که به یه فیلم با صدابرداری بد و یه بازی اغراق شده از "قهرمان" ، شده فیلم محبوبم.فقط خوبیش به این بود که فیگور روشنفکر نمایی نگرفته بود و بازی دختر کوچولوی فیلم( با اینکه مثل بقیه دختر بچه های تو فیلم که همه خوشکل و مامانی اند خیلی هم خوشکل نیست وبهتره بگم اصلاً نیست) به دل مینشست.همین.
|
Maziyar Gharighi
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 20:43
|
Sharghe Behesht
Fekr konam age donbaale ye soozheye sathe paayeen begardi Jashnvaare bishtar behet khosh begzare amir ghaderi . mesle in mimoone ke rafte baashi yeki az mosaabeghehaaye lige asb savaariye iran ro bebini o oonvaght entezaare ye hayejaane zaayedol vasf ro daashte baashi . Jashnvaareye fajro ba basketbaale NBA ke nemishe moghaayese kard baraadare man . aslan migam fekr kon rafti ye doreye khande darmaani . too beheshtiyaam fekr konam sharghesh hanooz az hame behtar baashe , mage na
|
امير عباس صباغ
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 20:44
|
سينماي جنگ
امير جان سلام تا امروز 6 تا فيلم ديدم يه چيزي كه برام خيلي جالبه اينه كه اكثر فيلم ها(البته تا الان كه من ديدم) به نوعي به آدم هاي جنگ برمي گردد و بجز اتوبوس شب شاهد همان حرف هاي كليشه اي هستيم اين كارگردان هاي محترم چطور شده همگي يهو ياد جنگ افتادند؟ شايد هم حساب كردند اگر موضوع فيلم شان مربوط به جنگ باشد در جشنواره شركت داده مي شوند(بدون در نظر گيري كيفيت فيلم هايشان) فردا هم بليطهاي "آن كه دريا مي رود" و "بچه هاي ابدي" را دارم كه فكر نكنم فيلم هاي جالبي باشد ولي برايم خيلي خيلي جالب است يك فيلم جنگي از آرش معيريان ببينم به نظرت بعد چپ دست و كما و شارلاتان جالب نيست؟
|
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 21:58
|
علیرضا
سلام وبلاگ خانم طلوعی رو می دیدم، نکته 5 خیلی باحال بود. له و لورده می کنی فیلم ها رو امیر خان!!! پاداش سکوت رو دیدم. موسیقی فیلم فوق العاده بود، بازی ها و فیلم برداری و گریم خوب بود، ولی در کل اصلا به دلم نشست. فیلمنامه قوی نبود. (یکی از صحنه های اصلی فیلم هم از اون کمدی های ناخواسته ای که شما می گی بود.) در مجموع من به آهستگی رو بیشتر می پسندم تا پاداش سکوت. یه انتقاد : سایت ویژه جشنواره تون خیلی بی حاله 3 روز فقط 2 خبر. (اونم خبرهای کشکی) نه نقدی درست حسابی، نه گزارش درست حسابی از جلسات و حاشیه اون ها و ... حتی روزنوشت های همه دوستان هم داره رفته رفته کوتاه و عجله ای و بی مزه می شه. (لااقل اگر می گید فلان فیلم رو دیدم بد بود یا خوب بود، 2-3 خطی هم نظرتون رو راجع بهش بگید. گزارش های تصویری خانم ذبیحی، مایه دلگرمی بود، که اون هم امروز منتشر نشده.
|
الفی ادکینز
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 22:2
|
می شه بهت ای میل زد؟ در مورد کارتون های زمان بچگیه. حتما خوشت میاد
|
آريانو
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 23:26
|
جشنواره
بيش از هر چيز مشكل فيلم هاي جشنواره مربوط به فيلمنامه هاي ضعيف و خام دستانه ي آنهاست. البته نبايد تقصير را گردن فيلمنامه نويسان انداخت. چرا كه تهيه كنندگان به فيلمنامه هاي آبگوشتي يا شعاري علاقه بيشتري نشان مي دهند و مهم تر از اينها دستمزد ناچيزي به فيلمنامه نويسان مي دهند. آن وقت انتظار فوران داري؟! http://arianofiore.blogfa.com
|
ali
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 3:54
|
tashakkor va pishnahad
salam.in dorost ke filmhaye in chand rooze aghlab dare pit boodan,amma chizi az vazifeye shoma ke khodetoon baraye khodetoon ta'yin kardin kam nemikone.lotfan dar bareye filmha benevisin.aghallan filmhaye mosabegha ro ye yaddashti chizi bezarin. fekr mikonin ma az koja mifahmim ye film arzeshe saf istadan dare?az hamin dast neveshteha
|
امیررضا نوری پرتو
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 9:4
|
روز شمار روزهای دوم و سوم
با سلام خدمت امیر آقای گل و گلاب و سایر دوستان و سروران عزیز. روز شمار روزهای دوم و سوم جشنواره در وبلاگم قرار داده شد . این روز شمار شامل نقد فیلمهای سنگ کاغذ قیچی و اقلیما و پاداش سکوت است . حتما سری بزنید . در ضمن امیر جان ازت می خوام که انقدر فیلمها رو دست نندازی و بهشون نخندی . درسته که اکثرشون واقعا مزخرفند اما باید اینو در نظر داشت که هر فیلم ولو هر چقدر هم بد ثمره زحمات یه سری آدم عاشقه . ضمن اینکه من توقع داشتم حداقل نقد این فیلمها رو در چند خط می نوشتی. www.cinema-cinemast.blogfa.com
|
مهیار هادی زاده
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 10:23
|
مثل همیشه هر سال دریغ از پارسال
|
سعید
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 12:41
|
آقای کیمیایی
چند بار اینجا کامنت گذاشتم برای بلیط فیلم آقای کیمیایی کسی جواب نداد مثل اینکه امیر خان ( چقدر این واژه خان به امیر میاد اینطور نیست؟) وقت خواندن ندارند . در یادداشتی برای فیلم آقای کیمیایی در مجله فیلم امیر قادری نوشته بود برای ساخت این فیلم همه چیز خودش جور میشد سر موقع که باید میشد (نقل به مضمون) فکر کردم خالی بندیه یا از آن جمله های مناسب اینجور یادداشت ها تا اینکه : دیروز به طور کاملا اتفاقی یک بلیط بی نشان از یکی از سانس های سینما فرهنگ به دستم رسید به برنامه جشنواره مراجعه کردم نام فیلم چه بود ؟ بله آقای کیمیایی ساخته امیر قادری چهارشنبه ساعت 17 امیدوارم برنامه تغییر نکند.
|
farshid
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 18:51
|
گوزنها
می دانم هنوز دلتنگ فیلمهایی هستیم که وقتی تمام می شوند انگار به گونه ای دیگر در درونمان شروع می شود. فیلمهایی که در این زمانه کمتر می بینیم این خصوصیت فیلمهایی هست که خودشان باشند. هنوز هم دلمان برای دیدن دوباره گوزنها تنگ است farshid
|
sofia
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 20:17
|
بالاخره پاداش سکوت که توی فیلمایی که تا الان دیدم بهترینه!اگه دو سوم اول فیلمم مثله یک سوم آخرش بود بنظرم یکی از امیدهای جشنواره بود.ولی الان فیلم تا قبل از ماجرای اروندرود یه چیزی کم داره.خسته کننده میشه یه جاهایی.ولی خوب پرستویی عالیه کیانیان حتی سکوتشم محشره فرهاد اصلانی هم نشون میده که چه بازیگر قابلیه.و پیمان یزدانیان هم بنظرم یکی از معدود کسانیه که واقعا در ساختن موسیقی فیلمها حرفه ایه.موسیقی این فیلم میتونست در ورطه ی سوزناک شدن بیفته ولی الان واقعا همراه فیلمه.نه زیاد نه کم.مدتها بود میخواستم راجع به کارهای خوب پیمان یزدانیان در ساختن موسیقی متن فیلمها صحبت کنم نمیشد.امروز که فیلم پاداش سکوت رو دیدم دوباره یادش افتادم. مازیار میری کارگردانی خوبی داشت فقط باید برای اوایل فیلمش ایده های بهتری به کار میبرد. هنوزم فیلمی که به جشنواره جون بده رو ندیدم....
|
فرهاد ترابي
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 21:32
|
جور ديگر بايد ديد........
عزيز من شما يه فيلم مستند ساختي آن هم در مورد سوژه اي كه در يك فيلم مستند كمتر جواب ميده از چند هفته پيش در موردش حرف ميزني لحظه به لحظه در اين سايت گزارش توليد ميدي.در ماهنامه فيلم در موردش مي نويسي بعد اينجا باز در مورد اون نوشته تبليغ ميكني.نميدونم ميري سالن نمايش فيلم را به ياد راكي برانداز ميكني بعد ميشيني هر فيلمي كه نگاه ميكني به ريشش ميخندي و اونو تقلبي ميدوني؟ چطور وقتي فيلم شما كه هنوز مورد قضاوت مخاطب قرار نگرفته اينقدر براتون جلوه ميكنه .آثار ديگران اينقدر در نظر شما بي ارزشند؟ شما خودت در جريان توليد يك فيلم و مصائب آن قرار گرفتي چطور در مورد آثار ديگران اينقدر تركتازي ميكني؟آثاري كه به هر حال به جشنواره اومدن وبه احترام آدمهايي كه به جاي بساز و بندازي پولشون در راه سينما خرج شده و كارگردانهايي كه به جاي تبليغ مايع ظرفشويي فيلم سينمايي ميسازند نبايد هر طور دلمون خواست حرف بزنيم.
|
omid jafari
سهشنبه 17 بهمن 1385 - 6:42
|
salam
من نمیدونم چرا همه چسبیدین به فیلمهای داخلی که اکثرا حرف تازهای برا گفتن ندارن؟ فیلمهای خارجی رو حال کنین که شاید دیگه عمرا فرصت نصیبتون بشه ببینیشون.تا حالا فیلم کانادایی قلب و فیلم به پدر سلام کن که در مورد چه گوارای بزرگ هست رو دیدم که واقعا دیدنی بودن
|
omid jafari
چهارشنبه 18 بهمن 1385 - 6:43
|
salam
فرهاد خان ترابی امیر قادری هم حق داره مثل همه کارگردانای جشنواره در مورد فیلمش واحساساتش در مورد اون حرف بزنه ضمن اینکه اون شغلش منتقد سینماییه و ما ازش توقع داریم در مورد فیلما رک و راست حرف بزنه واونا رو صریحا نقد کنه
|
فرهاد ترابي
جمعه 20 بهمن 1385 - 8:54
|
انتقد ينتقد انتقاد
اميد عزيز در اين كه ايشان منتقد هستند كه شك نيست،يه بزگواري گفته بود ما در ايران يا چلستون داريم يا بيستون انگار افراط وتفريط در خون ماست.باور نداري نوشته ايشان در مورد سنتوري را مقايسه كنيدبافيلمهايي كه ايشان دوست ندارند،يادمون باشه ايشون منتقد هستند نه عشق فيلم.
|
omid jafari
شنبه 21 بهمن 1385 - 7:39
|
salam
بعله فرهاد خان قبول دارم که بعضی وقتها امیر میزنه تو فاز احساسات و نوستالژیک بازی و به فیلمای ضعیف رحم نمیکنه ودر نظر نمیگیره که فیلمسازا و عوامل سینمای ما با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنن ولی من همینجوری نقدهاشو دوس دارم قبول کن که تو این قضیه من تنها نیستم
|