امید غیائی
شنبه 14 بهمن 1385 - 12:17
|
بلیط کو؟؟؟!!!امیر خان یه فکری بکن ها!
سلام امیر خان و بروبچز عزیز. خوبی.ایکاش این مسئولین به حرف ما جوونها گوش میکردن.آخ که چقدر خوب میشد.راستش قبل از اینکه برم گفتم چند تا نکته را بگم بعد پیش به سوی جشنواره.ولی دیروز کلی ناامید شدم از پیدا کردن بیط فیلمت امیر خان.نمیدونم دیروز کدومتون تو صف های طولانی بلیط شاهد این بود که یه عده زیاد در مورد فیلم "آقای کیمیایی"حرف میزدن.کور شم اگه دروغ بگم.اصلاًدروغ چرا تا قبر آ آ آ آه.وای که اگه من بلیط نتونم بگیرم ها دیگه هیچی. من دیروز سه تا فیلم دیدم. 1-پدروپسر:ساخاروف 2:روایتهای نا تمام:پوریا آذربایجانی 3:باز هم سیب داری:بایرام فضلی اصلاًً احتیاجی به گفتن من نیست میرید و میبینید. تماشاچی ها با چه مراسم قیچی برونی روبرو بودن سر پدر و پسر. و کلی شوکه شدن از این روایتهای ناتمام در فیلم "روایتهای ناتمام".آخه اگه کسی اسم فیلمش رو گذاشت "مردی که موش میشود" یارو حتماً باید ته فیلم موش بشه؟؟ ییهو!! واینکه در" باز هم سیب داری" هم تماشاچی ها کلی خندیدند از دیدن صحنه هایی که امید وارم دچار اپیدمی"تله"و"گیس بریده"نشده باشن و خدا کنه اصلاً نظر سازنده اش همین بوده باشه .فقط حواستون باشه این رفیقمون یه طرفداره پرو پا قرصه "دیوید لینچ"فقیده،منتها از اونور بوم افتاده.میخواسته حرفهای کنده بزنه ولی بعضی وقتها مغلوب سبک ساختاری فیلمش شده و یه جاهایی هم مغبون روایت گویی نه چندان پیچیده ولی پیچیده نماش.امیدوارم زود تر نظر تون رو بخونم.
|
سحر همائی
شنبه 14 بهمن 1385 - 17:30
|
چه جشنواره ای شد امسال
به جشنواره خیلی دل خوش کرده بودم به رئیس و سنتوری. همه اش می گفتم چه جشنواره ای بشود امسال.اما حالم اساسی گرفته شد. ولی متن روزنامه اعتماد خیلی خوب بود.تاثیر گذار.فکر می کنم اگر جای مسئولان جشنواره بودم و می خواندمش چطور می توانستم بی تفاوت باشم؟... کسی نمی داند شاید هم خدا خواست و بی تفاوت نبودند.اگر چه دیگر دیر شده و به هر حال به شهر ما نمی رسد... این جوری است دیگر.
|
رضا
شنبه 14 بهمن 1385 - 18:3
|
سلام . در جواب دوستمون راجع به فیلم « باز هم سیب داری » باید بگم که کاملا مشخص بود که لحظات کمدی فیلم ،حساب شده و در راستای مضمون فیلم بود . بعضی از قسمت ها هم به فیلم غریبه و مه بیضایی شباهت داشت . به نظر من این فیلم تا اینجا پدیده جشنواره بوده است . امیدوارم آقای قادری هم فیلم را ببینند و نظر خودشون رو بدهند .
|
farshid
شنبه 14 بهمن 1385 - 19:59
|
تسویه حساب
تصور میکنم قرار است یک جورهایی با مهرجویی تسویه حساب کنند نامه سرگشاده او در ارتباط با سانسور وحشتناک هامون بدون جواب نماند اگر چه ممکن است به نظر بعضی بی ارتباط باشد ولی اگر ساعتی در محله چینیها گذرانده باشی مثل جک نیکلسن میتوانی بسیاری مسایل به نظر بی ارتباط را به هم ربط بدهی FARSHID
|
sofia
شنبه 14 بهمن 1385 - 20:41
|
تورو خدا یه روحیه بدین که بلیط آقای کیمیایی رو گیر میاریم!مگه میشه ما جزو اولین کسایی نباشیم که فیلم امیر قادری رو میبینن؟!!! گزارش روز دوم این که آرامش در میان مردگان موضوعش توی مجله خیلی جالب بنظر میرسه ولی خودش....ببینین تا وقتی فیلمو میبینی همش امید داری که بالاخره یه جرقه و یه انی پیش بیاد که تورو با فیلم ببره ولی وقتی تموم میشه بدجوری حس کنف شدن به آدم دست میده.اصلا انتظار نداری فیلم انقدر لوس و بیمزه تموم بشه.یه ایراد بزرگش بنظرم پایانشه.اگه قرار بوده اینجوری تموم بشه باید یه شروع دیگه میداشت.ولی وقتی تو تیتراژ میبینی قراره زیرنویس انگلیسی و فرانسه داشته باشه(چنین فیلمی با چنین اسمی!)شرمنده ولی ذهنت میره طرف اینکه احتمالا کارگردان گوشه چشمی به اون طرف داشته ولی من که خیلی امید ندارم! بریم برای روز سوم... (راستی صبح اعتمادو گرفته بودم و خوندم و از مطلبت خیلی لذت بردم.راسته که این یه مهمونی ملا هممون.مثله میهمان مامان...)پرویز دوایی عزیز هم امروز تو اعتماد مطلب داشت.
|
amin
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 2:37
|
onja che khabare
ba salam va khaste nabashid khedmate amir jan.man daram say mikonam ke befahmam filma emsal chetoran.man emsalo baraye edame tahsil dar khareg az keshvar be sar mibaram.vaghean dost daram befahmam filma dar che sathi hastan.man hameye matalebo daram mikhonam vali akhar nafahmidam onja che khabare.age film bade chera bade va age khobe ye kam tozih bedin.ma ke dastemon kotahe,shoma begin onja che khabare.
|
سعید
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 9:26
|
آقای کیمیایی
سلام امیر آقا من که نه کارت دارم نه بلیط چگونه میتوانم فیلم شما را در سینما فلسطین ببینم لطفا راهنمایی کنید؟
|
حبيب
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 9:41
|
اميدوارم..
امير خان ! اميدوارم به تماشگران فيلمت خوش بگذرد اميدوارم امكان نمايش آن در مشهد هم فراهم شود
|
حنانه سلطانی
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 10:30
|
آقا صدام داخلی
دیروز دو فیلم کاملا متضاد دیدم.سنگ کاغذ قیچی و گوشواره.اولی که می خواست همه چیز را در عرض نود دقیقه بگوید و آخرش هم هیچی نگفت. خلاصه اینکه هر چه فیلم تا حالا دیده اید را بزنید سرهم می شود سنگ کاغذ قیچی.از فیلم های قبل از انقلاب گرفته تا فیلم های وسترن و هالیوودی.انگار کارگردان می خواسته ادای دینی به تمام فیلم های عمرش کرده باشد!اما گوشواره بی ادعاتر از این حرف ها بود.برای منی که با داستانهای هوشنگ مرادی کرمانی بزرگ شده ام این فیلم تجدید خاطره آن دوران بود و خلاصه بعد از دیدن آن معجون بی سر و ته حسابی آشفتگی ام را کم کرد. مطلب روزنامه اعتماد هم عالی بود.خدا را چه دیدی شاید گوش کردند.اصلا دوست ندارم که در برگه اظهارنظر فقط متوسط و ضعیف را علامت بزنم.یاد تقاطع خیلی دور خیلی نزدیک نفس عمیق و همه فیلم های خوبی که در جشنواره دیدم به خیر. شرط می بندم مستند آقای کیمیایی جایزه را می برد.حالا می بینید.
|
علی
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 10:38
|
فواره خون
سلام خیلی کار خوبی کردید که امسال این وبلاگ رو راه انداختید چون این جوری میشه زودتر از کیفیت فیلم ها با خبر شد و نظرات بقیه رو هم خوند. منم سعی می کنم از فیلم هایی که دیدم براتون بنویسم. درباره فیلم پارک وی باید بگم که جیرانی حسابی قاط زده و یه فیلم تو مایه های قرمز ساخته اما 100 برابر خشن تر.فیلم پر صحنه های قطع دست و کشتن با تبر و کوبیدن ماهیتابه به سر و .... است. اما بازی ها چنگی به دل نمی زنند و از بازیگران قرمز ضعیف ترند. چند نفرم که اصلا انگار اشتباهی انتخاب شده اند. جایی که فیلم می خواد نصیحت کنه یا شعار بده خیلی خنده دار میشه! در کل فکر نکنم بتونه جایزه ای در رشته های اصلی بگیره. اما اینم بگم که فیلم رو تو سینما اریکه ایرانیان دیدم.خیلی شیک و با کلاسه.حتما برید ببینید!
|
فرهاد ترابي
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 12:33
|
پا برهنه با عينك
چطور فيلمبرداري خوب حميد خضوعي ابيانه را نديده ايد؟ نكند آن هم قلابي وساختگي بود و يا شايدم با عينك دودي فيلم را ديده بوديد؟
|
ميثم
يکشنبه 15 بهمن 1385 - 23:0
|
پاداش سکوت
سلام منم با نظر علي موافقم پس در مورد همین یه فیلمی که دیدم مینویسم. "پاداش سکوت" : مثل فیلم های جارموش "مثلا پنجره های شکسته" با یه حرف شروع میشه و آدم های فیلم میافتن دنبال حرفه که ببینن حقیقت داره یا نه و قراره تو این راه یه چیزایی هم گیرشون بیاد. تااینجاش که بد نیست ولی حیف که کشش فیلم های استاد رو نداره البته نمی خوام بگم فیلم ضعیفیه به خصوص که موضوعش تا حدی چالش بر انگیزه و صحنه های زیر آبش فوق العادست ولی حیف که مثل فیلم اول میری یه چیزایی کم داره.که اونارو به نظرم خود امیر خان قادری بهتر می تونه بگه.
|
omid jafari
دوشنبه 16 بهمن 1385 - 7:33
|
نه نه باورم نمیشه
نه نه باورم نمیشه عشقمون رو به همین راحتی ازمون گرفتن بی سنتوری و مهرجویی جشنواره دیگه تبدیل شد به یه فوتبال گل کوچیک این نامهربونیتون رو هیچوقت فراموش نمیکنم
|
mahsa
پنجشنبه 19 بهمن 1385 - 9:15
|
namayeshe santuri
alan ke shenidam santuri belakhare tu cinema felestin namayesh dade shod az khoshhali daram bal dar miaram ama torokhoda yeki be man bege santuri to cinema haye dige ham be namayesh dar khahad amad ya na?kudum cinema? che sansi?
|